تبليغاتX
حیرت! - آوینی
هدايت آن است كه آدمي به وادي حيرت راه يابد چرا كه راه يافتن به حيرت ، عين هدايت است...
  • مرتضي قبل از انقلاب كار هنري روشنفكري[مجموعه دست نوشته ها اعم از داستان ها، مقالات، اشعارو...] كرده بود و مي‌گفت بعد از انقلاب همه آنها را سوزانده‌ام و به مقوله هنر و روشن فكري از زاويه دين نگاه كردم.
  • او از همان روز اول حواسش به يك چيز، خوب هست يعني مواظب است سبك و سياق نگاه و تئوري غربي كه مي‌شناسد، وارد فيلم‌سازي‌اش نشود.
  • قبل از اين كه نگاه آقاي آويني به سمت جنگ بچرخد توجه وي بيشتر به سمت آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و نگاه به فرودستان و محرومين جامعه بود،
  • موضوع فيلم‌هاي آويني در جبهه‌ها در حقيقت خود رزمنده‌ها هستند
  • مرتضي می گفت من با تجهيزات و ماشين جنگ كار ندارم بلكه مي‌خواهم راجع به انسان‌ها كار كنم. او مي گفت با شكست و پيروزي كاري ندارم،
  • او داراي ايده‌اي بود و مي‌گفت در كار فيلم‌سازي اول بايد خودسازي داشته باشي؛ يعني دنبال هواي نفس نباشي.
  • ايشان لااقل دوشنبه و پنجشنبه‌ها را روزه مستحبي مي‌گرفت، اصلاً مي‌توانم بگويم اكثر روزها روزه بود. غذا كم مي‌خورد. مي‌توانست لباس بهتري بپوشد ولي ترجيح مي‌داد لباس‌هاي ساده بپوشد و زندگي ساده داشته باشد.
  • اگر از من‌ بپرسند كه‌ چه‌ چيز مايه‌ي‌ بزرگي‌ آويني‌ بود مي‌گويم‌ ايمان‌ پاك‌ و دل‌ صاف‌ و بي‌كدورت، و بصيرتي‌ كه‌ با آن‌ مي‌توانست‌ باطن‌ عالم‌ كنوني‌ را بشناسد و به‌ نسبتي‌ كه‌ بشر با آن‌ دارد تذكر يابد، و البته‌ اين‌ تذكر شجاعت‌ و استعداد شهادت‌ را در او بيشتر كرده‌ بود.

                    خلاص‌ حافظ‌ از آن‌ زلف‌ تابدار مباد 

                    كه‌ بستگان‌ كمند تو رستگارانند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 17:51  توسط حیرت!  |