تبليغاتX
حیرت!
هدايت آن است كه آدمي به وادي حيرت راه يابد چرا كه راه يافتن به حيرت ، عين هدايت است...

 

هدايت آن است كه آدمي به وادي حيرت راه يابد چرا كه راه يافتن به حيرت ، عين هدايت است...

 

ادامه مطلب  http://www.bashgah.net/pages-18233.html 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 6:50  توسط حیرت!  | 

وبلاگ بنویسیم که ما هم بلاگر  شده باشیم ؟

وبلاگ بنویسیم که تفریح کرده باشیم؟

وبلاگ بنویسیم که سواد اینترنتمان بالا برود؟

وبلاگ بنویسیم که ارتباطاتی با بعضی حاصل شود؟

وبلاگ بنویسیم که درد دل کرده باشیم؟

وبلاگ بنویسیم که بر افکار دیگران تاثیر گذاشته باشیم؟

وبلاگ بنویسیم که هر میخواهیم نوشته باشیم؟

با نظرات خود بحث را کامل کنید.

وبلاگ بنویسیم که نوشته باشیم(احمدی)

وبلاگ بنویسیم که به خدا نزدیکتر بشیم(حمید)

وبلاگ بنویسیم چون وبلاگ نویسی را دوست داریم(صادقی)

وبلاگ بنویسیم برای گفتن حرف های نگفتنی!(مهدی)

وبلاگ نویسی وسیله ای برای ارتباط هایی که مدت هاست قطع شده...(یاسین)

وبلاگ می نویسم تا بگم هستم... همین!(سامی)

وبلاگ می نویسم چون حرفهایی برای گفتن دارم(صفا)

به نظرم وبلاگ مي نويسيم چون احساس مي كنيم كه بايد بنويسيم.

 احساس مي كنيم كه تو دلمون پر حرفه.....(حميد دوست مجتبا)

وبلاگ مینویسم چون این گوشه دنیا تنهام دوست دارم فارسی بنویسم و بخونم!!! تازه این دلیل ماله یه دقیقشه !!!(دختر باباش)

وبلاگ می نویسم تا حرف دلمو خالی کنم حرفای وبلاگو من نمینویسم دلم مینویسه چون پر حرفای نگفتست پره پره تا خرخره...(بهزاد)

وبلاگ بنویسیم که . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:27  توسط حیرت!  | 

 

از نوجوانی در حیرت بودم که با وجود این همه موجودات ریز و درشت ،کجای این دنیا کم داشت که خداوند مرا هم خلق کرد.

در حیرتم که چرا چند سال طول کشید تا تصمیم بگیرم که وبلاگ بنویسم.

در حیرتم که چرا شقایقها از شرم پر پر نمی شوند وقتی که به شهید تشبیهشان می کنند .

از آمریکا در حیرتم که چرا بعد ازسی سال  تهدید ، برای حمله به ایران دل دل می کند.

از آقای آقا زاده در حیرتم که چرا فکر می کند روسیه در مورد  انرژی هسته ای به عهد خود وفا می کند.

از موضوع پالیزدار و از مرگ هفده بی گناه در ساختمانی که با تایید مهندس ناظر پایان کار داشت و بدون زلزله فرو ریخت هم در حیرتم.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 7:51  توسط حیرت!  | 

عشق تو نهال حیرت آمدبس غرقه حال وصل کآخریک دل بنما که در ره اونه وصل بماند و نه واصلاز هر طرفی که گوش کردمشد منهزم از کمال عزتسر تا قدم وجود حافظ وصل تو کمال حیرت آمدهم بر سر حال حیرت آمدبر چهره نه خال حیرت آمدآن جا که خیال حیرت آمدآواز سوال حیرت آمدآن را که جلال حیرت آمددر عشق نهال حیرت آمد

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 7:50  توسط حیرت!  | 

 

به حافظ تفعل زدم حیرت آمد ، دوباره زدم ، باز حیرت آمد.بدینگونه نام وبلاگم شد " حیرت".

 

به فال اعتقاد ندارم.ولی حافظ خیلی آقا و دوست داشتنی است. راجع به حیرت چیزی خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 7:45  توسط حیرت!  |