تبليغاتX
حیرت!
هدايت آن است كه آدمي به وادي حيرت راه يابد چرا كه راه يافتن به حيرت ، عين هدايت است...
استاد مطهری

 نفاق چیست ؟

نفاق یعنی راههای مخفی و پنهانی

نفاق یعنی کفر در زیر پرده

نفاق از جمله مختصات انسان است . یعنی این قدرت برای انسان هست که در دلالت تظاهرات ظاهری نسبت به حالات درونی خودش تصرف کند . یعنی نسبت به یک کسی منتهی درجه خشم داشته باشد ولی برای اینکه او را بفریبد تظاهر کند به محبت و مهربانی و قربان صدقه اش برود.

 منافق کیست ؟

 اگر مومنین مردم را ترغیب می کنند به آنچه که « معروف» نامیده می شود و کار خیر است و اگر باز می دارند از کارهای« شر» اینها درست در جهت عکس فعالیت و کار می کنند و نقش بازدارندگی دارند. یعنی موقع کار که می شود عقب نشینی می کنند، از داخل به جامعه اسلامی صدمه و ضربه می زنند.

منافق کسی است که فکر و اندیشه اش یک جور می گوید و زبانش جور دیگر ، درست بر ضد آن. احساسات و عواطفش در یک جهت است ولی تظاهرات ظاهریش در جهت دیگر . در دل خدا را قبول ندارد اما متظاهر به خداپرستی است . پیغمبر را قبول ندارد اما متظاهر به احترام به پیغمبر است . قرآن کریم را قبول ندارد اما متظاهر به احترام به قرآن است .متظاهر به احترام به علی علیه السلام است و همینطور همه مقدسات دین ، یک پرده ای بر روی کفر خودش کشیده است .

منافق دو در برای خودش قرار داده ؛ یک در ورودی که به آن در به اسلام وارد می شود و یک در خروجی که باید فرض کنیم در پنهانی است . از یک در وارد می شود و از در دیگر خارج می شود .

قرآن می فرماید : یک عده مردم منافق و دور و پیش تو (پیامبر) می آیند و تظاهر به اسلام و ایمان می کنند. می گویند شهادت می دهیم که تو پیغمبر خدا هستی . خدا می داند که تو پیغمبری و خدا شهادت می دهد که این منافقین اعتراف ندارند و دروغ می گویند.

 ادله نفاق چیست ؟

هرچه که بشر بدوی تر و از تمدن دورتر بوده و در درجات پایین تر زندگی می کرده است ، از صراحت بیشتری برخوردار بوده است . یعنی آنچه که در درون داشته است از فکر و احساسات و عواطف و از رغبتها و بی میلیها و از مهربانیها و خشمها و از ایمانها و بی ایمانیها هرچه داشته است همان را ظاهر می کرده است و هرچه بشر پیش رفته و تکامل پیدا کرده است ، قدرتش بر تصنع – که نفاق نوعی تصنع است – افزایش پیدا کرده است .

اگر ما مردم عصر خودمان را با صدر اسلام مقایسه کنیم نفاق هزاران درجه بیشتر شده است .

اساساً اگر عصر ما را از نظر انسانی بخواهند ارزیابی کنند نه از نظرصنعتی اگر یک جنبه انسانی را بخواهند ملاک و مشخصه عصر و زمان ما قرار بدهند باید بگویند عصر نفاق . اگر بگویند در عصر ما آن بزرگترین ماشینی که ابتکار و اختراع شده است چه ماشینی است ؟ بنظر من ماشین قلب حقایق ، اینکه بشر اینهمه توانایی پیدا کرده است که حقایق را وارونه جلوه بدهد.

خطر نفاق و منافق

 خطر نفاق و منافق از خطر کفر بیشتر و خیلی افزونتر است برای اینکه نفاق همان کفر است ولی در زیر پرده.

«از خارج دنیای اسلام بر اسلام نباید ترسید؛ از داخل باید ترسید. ترس از داخل هم منحصر به این نیست که مردم به علل خاص شهوانی و غیره فسق و فجور کنند، بلکه از نفاق داخلی، از نیروهایی که از مواجهه علنی با اسلام می‏ترسند و ماسک اسلام به چهره می‏زنند و هدف‏های پلید خود را زیر سرپوش شعارهای اسلامی،... عملی می‏سازند، از این‏ها باید ترسید و از فریب خوردن ساده دلان مسلمان از این گروه منافق سنگ اسلام بر سینه زن».

از نظر ما شیعیان که علی و تاکتیک علی علیه السلام با پیغمبر فرقی نداشت ولی چطور است که پیغمبر با این سرعت پیشروی می کند و دشمن را یکی بعد از دیگری ساقط می کند ولی علی علیه السلام  وقتی که با دشمنانش روبرو می شود سخت دچار و گرفتار است . آن پیشروی برایش نیست و در مواقع زیادی از دشمن شکست می خورد . چرا؟  برای اینکه پیامبر با کسانی می جنگید که کافر بودند . ولی علی علیه السلام از اول با منافقین طرف بود.

بشر وقتی درجامعه ای قرار گرفت که دید اگر بخواهد بر خلاف اصولی که مردم آن جامعه به آن اعتقاد دارند تظاهر کند جامعه او را در هم می کوبد ، فوراً تظاهر می کند به همان لباس در می آید ولی جامعه خودش باید آگاه باشد و گول تظاهر و فریب را نخورد .

پیغمبر(ص) از دوچیز اظهار نگرانی می کرد : از نفاق و منافق و دیگر از اینکه توده امت جاهل و نادان باشند .

اگر دو خطر (نفاق و نادانی ) با هم پیدا بشود یعنی از یک طرف منافقها و بی دینهای متظاهر و ریاکارها پیدا بشوند و از طرف دیگر مردم جاهل و نادان باشند ، آنها اینها را ابزار خودشان قرار می دهند . حادثه کربلا بر اثر همین دو عامل (نفاق و نادانی) بوجود آمد . مردم جاهل و نادان ابزار دست ابن زیادها قرار گرفتند .  و یک عده قلیل منافق توانستند از توده ای مسلمان ولی جاهل و احمق لشگری انبوه علیه فرزند پیغمبر بوجود بیاورند .

امام سجاد علیه السلام فرمود : هیچ روزی مثل روز حسین بر پیغمبر سخت نگذشت ، سی هزار نفر در کربلا جمع شدند و به قصد قربت فرزند پیغمبر را کشتند .

حضرت امام حسین علیه السلام در روز عاشورا چنین می فرماید : شما ما را دعوت کردید ما آمدیم . آتشی که ما آن را برای دشمنان ما و شما افروختیم و شما این آتش را علیه خود  به کار بردید ؟ شمشیری که ما به دست شما دادیم با همان شمشیر خود ما را می خواهید بکشید مرا با شمشیر اسلام دارید می کشید ؟

در قرآن در مقابل مومنین و موافقین دو دسته مخالف وجود دارند نه یک دسته . دسته ای که گاهی آنها را کافران و یا مشرکان  می نامد و دسته دیگری که آنها را منافقان می نامد .

قرآن در بعضی تعبیرات خود به اینها به خشم بیشتری نگاه می کند و اینان را مستحق عذاب بیشتری از کافران می شمارد .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 5:31  توسط حیرت!  | 

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِى استَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضاءَت مَا حَوْلَهُ ذَهَب اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فى ظلُمَتٍ لا يُبْصِرُونَ(17)
صمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ(18)

 منافقين مثل كسى ميمانند كه در ظلمتى كور قرار گرفته ، بطوريكه خير را از شر، و راه را از چاه و نافع را از مضر، تشخيص نميدهد، و براى بر طرف شدن آن ظلمت ، دست باسباب روشنى مى زند، يا آتشى روشن كند، كه با آن اطراف خود را به بيند، يا وسيله اى ديگر و چون آتش روشن ميكند و پيرامونش روشن ميشود خدا بوسيله اى از وسائل كه دارد يا باد، يا باران ، يا امثال آن ، آتشش را خاموش كند، و دوباره بهمان ظلمت گرفتار شود، و بلكه اين بار ميان دو ظلمت قرار گيرد، يكى ظلمت تاريكى ، و يكى هم ظلمت حيرت ، و بى اثر شدن اسباب .
اين حال منافقين است ، كه بظاهر دم از ايمان مى زنند، و از بعضى فوائد دين برخوردار ميشوند، چون خود را مؤ من قلمداد كرده اند، از مؤ منين ارث مى برند، و با آنان ازدواج مى كنند، و از اين قبيل منافع برخوردار ميشوند، اما همينكه مرگشان يعنى آن موقعى كه هنگام برخوردارى از تمامى آثار ايمان است فرا مى رسد، خداى تعالى نور خود را از ايشان مى گيرد، و آنچه بعنوان دين انجام داده اند، تا باجتماع بقبولانند كه ، مسلمانيم ، باطل نموده ، در ظلمت قرارشان ميدهد كه هيچ چيز را درك نكنند، و در ميان دو ظلمت قرار مى گيرند، يكى ظلمت اصليشان ، و يكى ظلمتى كه اعمالشان ببار آورده ؟.

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 5:48  توسط حیرت!  | 

 

واژه های هدایت:

و اذا  لقوا الذین ءامنوا قالوا ء امنا واذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزءون

و چون با کسانی که ایمان آورده اند بر خورد کنند ، گویند ایمان آوردیم،و چون

 نزد سران شرور خود روند و با آنان خلوت کنند گویند ما با شماییم ، جز این

 نیست که ما مومنان را به مسخره گرفته ایم. 

خداست که آنان را به مسخره می گیرد و آنان را مدد می دهد که همواره در

 طغیانشان سر گردان بمانند

 

ساقی نامه 

منافق را مي شود از همراهي با دشمن شناخت.

هرکس که با دشمن همکاري مي کند، مورد سوءظن قرار مي گيرد.

هرکسي که دشمن، از کار او استفاده مي کند، مورد سوءظن قرارمي گيرد.

يعني اين امکان به وجود مي آيد که او بر روي خود پوششي کشانده باشد،

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 7:53  توسط حیرت!  | 

 

منافق کیست؟

هر زمان که حق قدرت مي گيرد گروهي که توانايي مقابله فيزيکي ندارند در ظاهر به همراهي مردم و حکومت حق حرکت مي کنند اما در خفا در جهت عکس حرکت مي کنند و بدون اينکه متهم به مقابله و مبارزه با حکومت اسلامي باشندبه کارشکني مي پردازند به تعبير قران هنگامي که با مومنان روبرو مي شوند مي گويند ما با ايمانيم و مسلمان وآنگاه که با دوستان شيطان خود خلوت مي کنند ميگويند ما با شماييم ما مومنان را مسخره مي کنيم(سوره بقره آيه 14) در آيات قران و روايات اهلبيت اين گروه به شدت خطرناک معرفي شده اند در آيه 4 سوره منافقون که به طور کامل درباره اين گروه نازل شده آمده : اينان دشمن واقعي هستند پس از اينان در حذر باش.

و اذا  لقوا الذین ءامنوا قالوا ء امنا واذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزءون

الله یستهزی بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون

شان نزول

 «عده‏اى از مردم مكه ظاهرا مسلمان شده بودند، ولى در واقع در صف منافقان قرار داشتند، به همين دليل حاضر به مهاجرت به مدينه نشدند، و عملا هوادار و پشتيبان بت پرستان بودند، اما سرانجام مجبور شدند از مكه خارج شوند (و تا نزديكى مدينه بيايند و شايد هم به خاطر موقعيت ويژه‏اى كه داشتند، به قصد جاسوسى اين عمل را انجام دادند) و خوشحال بودند كه مسلمانان آنها را از خود مى‏دانند و ورود به مدينه طبعا براى آنها مشكلى ايجاد نخواهد كرد. مسلمانان از جريان آگاه شدند، ولى بزودى درباره چگونگى برخورد با اين جمع در ميان مسلمين اختلاف افتاد؛ عده‏اى معتقد بودند كه بايد اين عده را طرد كرد، زيرا در واقع پشتيبان دشمنان اسلامند، ولى بعضى از افراد ظاهر بين و ساده دل با اين طرح مخالفت كردند و گفتند: عجبا! ما چگونه با كسانى كه گواهى به توحيد و نبوت پيامبر (صلي الله عليه و آله) داده‏اند بجنگيم و تنها به جرم اينكه هجرت ننمودند خون آنها را حلال بشمريم؟ اين آيه نازل شد و دسته دوم را در برابر اين اشتباه ملامت و سپس راهنمايى كرد.

 

واژه های هدایت:

و ما لکم في المنافق فئتين والله ارکسهم بما کسبوا اتحبون ان تهدوا من اضل الله»

پس شما را چه شده كه درباره منافقين دو گروه شده‏ايد (گروهى طرفدار و گروهى مخالف آنان) در حالى كه خدا آنها را به كيفر دستاوردشان به حالت كفر و گمراهى در آورده و قلبشان را واژگون نموده! آيا مى‏خواهيد كسى را كه خداوند در گمراهى خود رها كرده هدايت كنيد؟! و كسى را كه خدا در گمراهى خود رها كند هرگز براى او راهى (به سوى صلاح) نمى‏يابى

 مرجع:

۱- http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-237/8805319536163900.htm

۲- http://www.adow.parsiblog.com/

۳- http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=18395&AyeID=581

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 8:38  توسط حیرت!  |