|
هدايت آن است كه آدمي به وادي حيرت راه يابد چرا كه راه يافتن به حيرت ، عين هدايت است...
|
یادم افتاد سال ۵۸ وقتی کمونیستها در میدان آزادی میتینگ گذاشتند و میدان آزادی مملو از "طرفداران جو زده" آنها شد و شعار "نان اسقلال و آزادی" هوا را منفجر می کرد عده ای "لباس شخصی" هم در حاشیه میتینگ کتک می خوردند و زیر دست و پای "طرفداران جو زده" له می شدند.
یادم افتاد در روز ۱۴ اسفند ۵۹ وقتی بنی صدر در زمین چمن دانشگاه به مسولین کشور تهمت دروغ و ارتجاع و ... می زد عده ای "لباس شخصی" بوسیله دهها هزار نفر از "طرفداران جوزده" او کتک می خوردند و از دیوار های اطراف زمین چمن به پایین پرت می شدند.
یادم افتاد در سی ام خرداد ۶۰ وقتی منافقین با ده ها هزار نفر از "طرفداران جو زده" ساعتها تهران را عرصه تهاجمات خونین خود قرار دادند عده ای "لباس شخصی" با تیغ های موکت بری ذبح گشته و تا دوسال بعد از آن هم لباس شخصی ها در کوچه و خیابان ترور شدند.(یکی از لباس شخصی های 1360)
یاد روز های اول جنگ افتادم که وقتی لشگرها ی مجهز و آموزش دیده عراق شهر های ایران را یکی بعد از دیگری اشغال می کردند و "طرفداران جو زده " صدام در عراق و دیگر کشور های عربی جشن گرفته و هلهله می کردند سربازان عراقی "لباس شخصی ها" را در کوچه پس کوچه های خرشهر و سر پل ذهاب و ... گیر می آوردند و تیر خلاص می زدند.
در تمامی نقاط عطف تاریخ انقلاب مردم هوشیار ما دلسوزانه حضور داشته اند .گاهی سریعتر و دقیقتر از مسئولین مشکلات را درک کرده و واکنش نشان داده اند .برای دفاع از انقلابشان نه منتظر اوامر سیاسیون بوده اند و نه تقاضای دستمزد و پاداش کرده اند. نه از کتک خوردن ترسیده اند و نه تهمت و شایعات ضد انقلاب و "جوزده ها " ما یوسشان نموده . با مظلومیت و یاران اندک وارد صحنه شده و چراغ راه دیگران گشته اند.اینها همان مردمی بودند که زمان جنگ اسمشان امت شهید پرور بود ولی وقتی در مقابل بعضی سیاسیون فتنه جو قرار گرفتند نامشان شد لباس شخصی! البته گاهی هم در عمل دچار اشتباهاتی شده اند و دشمن فرصت طلب از این اشتباهات سوء استفاده کرده است .
انتخابات ۸۸ برگ دیگری از پرونده لباس شخصی ها ی جمهوری اسلامی را در حافظه تاریخی من جای داد. دعا می کنم این آخرین برگ از پرونده "لباس شخصی ها " و البته " طرفداران جو زده" باشد.
لباس شخصی های ۱۴ اسفند(ادامه)

یکی از لباس شخصی های خرمشهر

یک خانم لباس شخصی در مقابل مسجد جامع خرمشهر

اینهم بهنام محمدی است با لباس شخصی
نظر شما راجع به لباس شخصی ها چیست؟
کنجکاو بودم که رد پای بیگانه گان و منافعی را که خواسته یا نا خواسته در تنش های اخیر نصیبشان شده را بررسی کنم .آنقدر سرنخ خوب پیدا شد که همه را یکباره نمی توانم بخوانم . تصمیم گرفتم لینکشان را بگذارم توی وبم و به تدریج آنها را مطالعه کنم.حتما دوستان وبلاگی هم استفاده خواهند کرد.
توضیح واضحات: چون بنده همه لینک ها را هنوز نخوانده ام پس لزوما با همه مطالب آن موافق نیستم.
- دانشمندان ارتباطات می گویند با تبلیغات و اطلاع رسانی نمی توان تاثیر زیادی بر آرا مردم گذاشت چون مردم معمولا بر اساس اعتقادات و باورهای قبلی خود رای می دهند.
- اصول گرایی و اصلاح طلبی به شکل یک اعتقاد و باور در آمده و طرفداران آنها تقریبا بر اساس مبانی جناح خود قضاوت کرده و رای می دهند.
- در حركت هاي بزرگ اجتماعي ، انحراف ، عوام زدگي، تند روي ، نفوذ بيگانه گريز ناپذير است. در نهضت پيامبر و انقلاب اسلامي نيز اين موضوع تجربه شده و در هر دو جناح موجود نيز به وضوح قابل لمس است.
- در جريان هاي بزرگ اجتماعي رهبران نمي توانند رفتار همه طرفداران خود را كنترل كنند لذا ممکن است رفتار متضاد با خواست رهبران انجام شود ولي رهبران ناچارند مسئوليت رفتار آنان را بپذيرند.
- حرکت ها و هیجانات بزرگ اجتماعی بهترین موقعیت برای فرصت طلب ها و بیگانگان است چون توجه رهبران عموما به مسائل مربوط به هیجانات معطوف می شود.
- در هيجانات اجتماعي بازار دروغ و شايعه داغ مي شود و بسياري از مردم بر اساس اين اكاذيب تصميم مي گيرند.علي را به سوء مديريت و انحراف از مشي پيامبر و حتی خليفه كشي متهم مي كنند و مردم هيجان زده به نیت انتقام خون خليفه مظلوم با شور و شوق براي جنگ با علي ، در سپاه معاويه ثبت نام مي كنند.
- طرفداران همه جناحها خود را در موضع حق و حقیقت مطلق می بینند و برای آن نیز دلایلی دارند. تقريبا تمام كساني كه در مقابل امام علي (ع) اعتراض و يا جنگ كرده اند ، مسلمان بوده و بر اساس مسئوليت ديني خود قد علم كرده اند حتی صحابه پيامبر و همسر او را نيز در كنار خود داشته اند.
- مسئله مهم در شرایط کنونی این است که اگر يكي از ياران علي بخواهد كسي را كه در سپاه معاويه ثبت نام كرده راهنمايي كند ، چه بايد بگويد ؟ آيا اگر بگويد معاويه شما را فريب داده و با شايعات دروغ به ميدان آورده ،باور مي كند؟
یک هفته قبل از انتخابات ؛ مصطفي را ديدم .مصطفي گفت: احمدي نژاد قطعي است . در نظر سنجي ما ؛ احمدي نژاد حداقل دو برابر موسوي راي داره. مصطفی کارشناس يك موسسه نظر سنجي است. اين موسسه در ده سال گذشته پيش بيني هاي دقیقی داشته و مرجع همه سياسيون بوده .مصطفي مي گفت نتيجه باقي نظر سنجي ها ي كشور هم به كار ما نزديكه . به سوابق کارشناسی مصطفی و موسسه شان مطمئن بودم .همان روزها به دعوت یکی از دوستان در جمعی از بزرگان اصلاح طلب حضور داشتم . در حالی که بیشتر آنها به سختی خود را برای رای به میرحسین موسوی راضی می کردند یکی از آنها این سرشماری ها را عملیات روانی رقبا قلمداد کرد. البته نه دلیل آنرا ذکر کرد و نه نظر سنجی معتبر تری را ارائه نمود .
در همین ایام برادر خانم ما هم جلسه ای فامیلی برای بررسی اوضاع و مشاوره انتخاباتی ترتیب داد.بچه های او از قبل گفته بودند که بابا میخواهد نظرش را به ما تحمیل کند و با اکراه آمدند.جلسه جالبی بود .بزرگها همگی رایشان احمدی نژاد بود . جوانها نیمی بشدت میرحسین و نیمی به شدت احمدی نژاد.وقتی نظر سنجی های انجام شده در کشور مطرح شد مطابق انتظار هیچکدام از میر حسینی ها زیر بار نرفته و با اطمینان گفتند ما پیروزیم.در پایان با شوخی و در قلب جدی به محسن و فاطمه گفتم برای شکست هم جایی بگذارید چون جوان هستید و ممکن است در اثر شکست غیر منتظره دچار افسردگی مفرط شوید.
یک مسافرت جالب در پیش روی داشتم . سفر مشهد . پسرها بدلیل امتحانات نمی توانستند بیایند و مادرشان هم به خاطر آنها . من ماندم و مادر و همشیره . ۱۷ خرداد سه تایی با خودروی شخصی بعد از نماز صبح عازم شدیم و ساعت ۶ بعد از ظهر به مشهد رسیدیم. برای سه روز هتل جا گرفته بودیم. فضای شهر مشهد به وضوح تبلیغاتی شده بود. یکی از دوستان مشهدی را دیدم او می گفت چند روز اول موج سبز مشهد را فرا گرفت ولی بعد به ازای هر ستاد سبز چند ستاد پرچم ایجاد شد و موج پرچم بر آن غلبه کرد. یک شب هم برای کنجکاوی با مادر و خواهرم تا ساعت یک و نیم شب در خیابانهای مشهد گشتیم . صحبت های دوست مشهدی به روشنی قابل مشاهده بود. ولی من بر این باور بودم که آنچه در خیابانها و ستاد ها میگذرد لزوما برابر با رای مردم نیست.اذهان مردم معمولا با تیلیغات انتخاباتی خیلی جابجا نمی شود.مردم با اعتقادات و نیازهایشان رای می دهند.
۲۰ خرداد از مشهد به سمت تهران حرکت کردیم البته از جاده شمال . سر راه از شهرهای چناران ِ قوچان ِ شیروان ِ بجنورد ِ آشخانه ِ گالیکش ِ مینودشت ِ آزادشهر ِ علی آباد ِ گرگان ِ کردکوی ِ بند گز ِ بهشهر و ساری هم عبور کردیم .فضای انتخاباتی در همه جا تقریبا یک شکل داشت .در خیابانها طرفدارها به شدت تبلیغ می کردند و تقریبا همه جا غلبه با اصول گرایان بود . اما کماکان بنده عقیده داشتم مردم فقط آنها یی نیستند که در خیابانها هیجان آفرینی می کنند.مردم در واقع انبوه عظیمی از انسانهایی هستند که علاقه زیادی به هیجانات خیابانی نشان نمی دهند و در پای صندوق اعلام نظر می کنند.
نکته بسیار جالب این بود که رفتار طرفداران دو جناح بسیار خوب بود . به هیچ وجه نسبت به هم عصبانی و معترض نبودند. بر اساس وظیفه و سلیقه خود تلاش می کردند اما به هم احترام می گذاشتند.حق یکدیگر را محترم می شمردند و فقط گاهی به هم کنایه های انتخاباتی می انداختند.
پنج شنبه ۲۱ خرداد به تهران رسیدیم فردا باید تصمیم خود را با دادن رای اعلام می کردیم. در حالی که به شدت خسته بودم سری به محل کار زدم و بعد رفتم به منزل برای استراحت.
جمعه ۲۲ خرداد چند با به مسجد محل سر زدم خیلی شلوغ بود . من هم که اصلا حوصله صف ایستادن نداشتم. بلاخره یکی خبر داد که مدرسه محل هم صندوق رای داره و خلوت است .همرا ه با خانم به سرعت رفتیم مدرسه و ظرف یک ربع رای مان را دادیم .انگار که فتح الفتوح کرده ایم.
وقتی شنیدم جمعه عصر و شب موسوی با تلویزیون های خارجی مصاحبه کرده و خود را پیروز انتخابات معرفی کرده متعجب شدم و برایم سوال پیش آمد که مگر موسوی از نتایج نظر سنجی ها خبر نداشته ؟ویا به آنها اعتماد ندارد؟آخه اگر اعتماد هم نداشته باشد که حقیقت عوض نمی شود .آخر مگر نظر سنجی معتبر دیگری به نفع ایشان نتیجه اعلام کرده که ایشان بر اساس آن اعلام پیروزی کرده ؟چرا من از آن بی خبرم؟
بررسي نتايج 38 نظر سنجي صدا و سيما و آنچه در انتخابات رخ داد
نتايج نظرسنجي سراسري 6 ارديبهشت
نتایج نظر سنجی مرکز پژوهش های مجلس از شهروندان تهرانی درباره انتخابات
آراي احمدينژاد از مرز 63 درصد گذشت
موسسه نظرسنجی آمریكایی «تشكیك در انتخابات ایران» را بازی رقیب خواند
شاید ادامه داشته باشد
نداشتن وقت بهانه است.
مدتي است كه ميل به نوشتن را از دست داده ام .
دلم الكي نگرفته
يك دنيا حرف نگفته دارم
سياسي ، اجتماعي ؛ اقتصادي
خصوصي ؛ عمومي
اما ...