تبليغاتX
حیرت!
هدايت آن است كه آدمي به وادي حيرت راه يابد چرا كه راه يافتن به حيرت ، عين هدايت است...
 

كاش مي‌شدم من آن آهوي غريب ـ «جواد محقق»

خسته از راه، كنار مادر
توي ماشين پدر خوابيدم
پلك‌هايم كه به هم افتادند
خواب يك صحن كبوتر ديدم

صبح وقتي كه دو چشمم وا شد
شادمان مثل گلي خنديدم
آخر از پنجره پشت اتاق
گنبد زرد رضا را ديدم

دل من مثل كبوتر پر زرد
رفت و بر شانه گلدسته نشست
اشك در چشمه چشمم جوشيد
بغضم آيينه شد اما نشكست

پدر آماده شد از من پرسيد:
دوست داري كه تو را هم ببرم؟
گفتم:آري! ولي آنجا چه كنم؟
مادرم گفت: زيارت پسرم!

گر چه زود آمده بوديم ولي
در حرم جاي دل من كم بود
هر كسي با او؛ چيزي مي‌گفت
گوييا با همه كس محرم بود

هر كجا رفتيم آنجا پر بود
پر ز نجواي دل و دست دعا
يك طرف قصه پر غصه در
يك طرف ذكر غريب الغربا

در رواق حرم پر نورش
كاش دست دل من رو مي‌شد
مي‌شدم من آن آهوي غريب
باز او ضامن آهو مي‌شد

 

تمام غريبان تو را مي‌شناسند ـ  «قيصر امين‌پور»

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه‌هاي خراسان تو را مي‌شناسند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 8:23  توسط حیرت!  | 

 

موافقین :

  1. دانشجویان
  2. خانواده شهدا
  3.  همرزمان شهدا
  4.  بنیاد شهید
  5.  بسیج دانشجویی
  6. ائمه جمعه و جماعات
  7.  احزاب  اصول گرا
  8.  سازمان تبلیغات اسلامی

 

مخالفین:

  1.  اپوزسیون خارج کشور
  2.  نهضت آزادی
  3.  دفتر تحکیم 
  4.  بعضی احزاب اصلاح طلب
  5.  حسینعلی منتظری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 20:20  توسط حیرت!  | 

پیرو بحث جالبی که مدتی قبل  در وبلاگ سلام مطرح شد و اخیرا رهسپار راجع به اون نوشته بود حاشیه بر عروه الوثقی می زنم و برداشت های خودم را در مورد رابطه و دوستی براتون می نویسم شاید مفید باشه .از اهمیت موضوع همین کافی است که دانشمندان علم روانشناسی می گویند کسی که در ایجاد رابطه با دیگران مشکل دارد ، بیمار است و باید به روانپزشک مراجعه کند.

1- گاهی تو شلوغی خیابون یا توی اتوبوس شرکت واحد نگاه آدم به چهره ای می افته که انگار سال هاست اونو می شناسه ، با اینکه هرگز این آدم رو قبلا ندیده و بر عکس گاهی چند سال با کسی هم کلاس ، همسایه و حتی فامیل هستی ولی انگار با این آدم هیچ وقت آشنایی نداشته ای .

فکر می کنم علتش اینه: معمولا حالات عاطفی و افکار ما در چهره و رفتارمون اثر می زاره. یعنی آدم حسود یا خشن را معمولا از رفتارش می توان شناخت ُ به عبارتی وقتی یک چهره به نظر ما محبوب و دوست داشتنی است علتش می تواند شخصیت همانند ما باشد.

2- دوست داشتن یک طیف وسیع دارد ، مثل طیف نور  . همان طور که در طیف نور یک محدوده فرکانسی به نور قرمز و محدوده  دیگر به رنگ سبز تعلق دارد ، در طیف دوست داشتن محدوده ای به مادر ،محدوده ای به طبیعت، محدوده ای به همسر و ... تعلق دارد . البته همان طور که بعضی به علت اشکال در بینایی بعضی رنگ ها را تشخیص نمی دهند ممکن است کسانی نسبت به درک یکی از این علایق ناتوان باشند.

3- همانطور که بعضی نورها نامرئی و خطرناک هستند ، ممکن است بعضی دوست داشتنها نامرئی و یا خطرناک باشند. فکر می کنم این دوست داشتنهای خطرناک همان هایی هستند که حرام شده اند.

4- بعضی دوست داشتن ها اگر به انحراف یا افراط بروند خطر ناک می شوند.

5- جنس مخالف معمولا جالب ، جذاب و دوست داشتی است ، خوب خدا اینطور خواسته .در ملاقات با جنس مخالف غدد خاصی شروع به فعالیت کرده و با ترشحات خود سیستم عصبی را برای رابطه با جنس مخالف تلطیف و آماده می کنند. نو جوان ها ممکن است به این احساس پاسخ  قوی و سریعی بدهند که به اصطلاح عشق جوانی یا زمینی خوانده می شود و معمولا با جدایی و فراموشی مشکل حل می شود.در اینجا اگر عقل و دین به کمک نو جوان نیاید وای به حالش میشه و خیال می کنه آخرشه.

6- در افراد عاقل تر ، عوامل عقلانی مثل علم و حکمت ، سیستم عصبیشان را تحریک می کند و به محدوده بالاتری از طیف دوست داشتن دسترسی پیدا می کنند که ماندگاری بیشتری نیز دارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 23:0  توسط حیرت!  |