تبليغاتX
حیرت!
هدايت آن است كه آدمي به وادي حيرت راه يابد چرا كه راه يافتن به حيرت ، عين هدايت است...

کنجکاو بودم که رد پای بیگانه گان و منافعی را که خواسته یا نا خواسته در تنش های اخیر نصیبشان شده را بررسی کنم .آنقدر سرنخ خوب پیدا شد که همه را یکباره نمی توانم بخوانم . تصمیم گرفتم لینکشان را بگذارم توی وبم و به تدریج آنها را مطالعه کنم.حتما دوستان وبلاگی هم استفاده خواهند کرد.

توضیح واضحات: چون بنده همه لینک ها را هنوز نخوانده ام پس لزوما با همه مطالب آن موافق نیستم.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 7:8  توسط حمید  | 

- دانشمندان ارتباطات می گویند با تبلیغات و اطلاع رسانی نمی توان تاثیر زیادی بر آرا مردم گذاشت چون مردم معمولا بر اساس اعتقادات و باورهای قبلی خود رای می دهند.

- اصول گرایی و اصلاح طلبی به شکل یک اعتقاد و باور در آمده و طرفداران آنها تقریبا بر اساس مبانی جناح خود قضاوت کرده و رای می دهند.

- در حركت هاي بزرگ اجتماعي ، انحراف ، عوام زدگي، تند روي ، نفوذ بيگانه گريز ناپذير است. در نهضت پيامبر و انقلاب اسلامي  نيز اين موضوع تجربه شده و در هر دو جناح موجود نيز به وضوح قابل لمس است.

-  در جريان هاي بزرگ اجتماعي رهبران نمي توانند رفتار همه طرفداران خود را كنترل كنند لذا ممکن است رفتار متضاد با خواست رهبران انجام شود ولي رهبران ناچارند مسئوليت رفتار آنان را بپذيرند.

- حرکت ها و هیجانات بزرگ اجتماعی بهترین موقعیت برای فرصت طلب ها و بیگانگان است چون توجه رهبران عموما به مسائل مربوط به هیجانات معطوف می شود.

- در هيجانات اجتماعي بازار دروغ و شايعه داغ مي شود و بسياري از مردم بر اساس اين اكاذيب تصميم مي گيرند.علي را به سوء مديريت و انحراف از مشي پيامبر و حتی خليفه كشي متهم مي كنند و مردم هيجان زده به نیت انتقام خون خليفه مظلوم با شور و شوق براي جنگ با علي ، در سپاه معاويه ثبت نام مي كنند.

- طرفداران همه جناحها خود را در موضع حق و حقیقت مطلق می بینند و برای آن نیز دلایلی دارند. تقريبا تمام كساني كه در مقابل امام علي (ع) اعتراض و يا جنگ كرده اند ، مسلمان بوده و بر اساس مسئوليت ديني خود قد علم كرده اند حتی صحابه پيامبر و همسر او را نيز در كنار خود داشته اند.

-  مسئله مهم در شرایط کنونی این است که اگر يكي از ياران علي بخواهد كسي را كه در سپاه معاويه ثبت نام كرده راهنمايي كند ، چه بايد بگويد ؟ آيا اگر بگويد معاويه شما را فريب داده و با شايعات دروغ به ميدان آورده ،باور مي كند؟

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 9:49  توسط حمید  | 

یک هفته قبل از انتخابات ؛ مصطفي را ديدم .مصطفي گفت:  احمدي نژاد قطعي است . در نظر سنجي ما ؛ احمدي نژاد حداقل دو برابر موسوي راي داره. مصطفی کارشناس يك موسسه نظر سنجي است.  اين موسسه در ده سال گذشته  پيش بيني هاي دقیقی داشته و مرجع همه سياسيون بوده .مصطفي مي گفت نتيجه باقي نظر سنجي ها ي كشور هم به كار ما نزديكه . به سوابق کارشناسی مصطفی و موسسه شان مطمئن بودم .همان روزها   به دعوت یکی از دوستان در جمعی از بزرگان اصلاح طلب حضور داشتم  . در حالی که بیشتر آنها به سختی خود را برای رای به میرحسین موسوی راضی می کردند یکی از آنها این سرشماری ها را عملیات روانی رقبا قلمداد کرد. البته نه دلیل آنرا ذکر کرد و نه نظر سنجی معتبر تری را ارائه نمود .

در همین ایام برادر خانم ما هم جلسه ای فامیلی برای بررسی اوضاع و مشاوره انتخاباتی ترتیب داد.بچه های او از قبل گفته بودند که بابا میخواهد نظرش را به ما تحمیل کند و با اکراه آمدند.جلسه جالبی بود .بزرگها همگی رایشان احمدی نژاد بود . جوانها نیمی بشدت میرحسین و نیمی به شدت احمدی نژاد.وقتی نظر سنجی های انجام شده در کشور مطرح شد مطابق انتظار هیچکدام از میر حسینی ها زیر بار نرفته و با اطمینان گفتند ما پیروزیم.در پایان با شوخی و در قلب جدی به محسن و فاطمه گفتم برای شکست هم جایی بگذارید چون جوان هستید و ممکن است در اثر شکست غیر منتظره دچار افسردگی مفرط شوید.

یک مسافرت  جالب در پیش روی داشتم . سفر مشهد . پسرها بدلیل امتحانات نمی توانستند بیایند و مادرشان هم به خاطر آنها . من ماندم و مادر و همشیره . ۱۷ خرداد سه تایی با خودروی شخصی بعد از نماز صبح عازم شدیم و ساعت ۶ بعد از ظهر به مشهد رسیدیم. برای سه روز هتل جا گرفته بودیم. فضای شهر مشهد به وضوح تبلیغاتی شده بود. یکی از دوستان مشهدی را دیدم او می گفت چند روز اول موج سبز مشهد را فرا گرفت ولی بعد به ازای هر ستاد سبز چند ستاد پرچم ایجاد شد و موج پرچم بر آن غلبه کرد. یک شب هم برای کنجکاوی با مادر و خواهرم تا ساعت یک و نیم شب در خیابانهای مشهد گشتیم . صحبت های دوست مشهدی به روشنی قابل مشاهده بود. ولی من بر این باور بودم که آنچه در خیابانها و ستاد ها میگذرد لزوما برابر با رای مردم نیست.اذهان مردم معمولا با تیلیغات انتخاباتی خیلی جابجا نمی شود.مردم با اعتقادات و نیازهایشان رای می دهند.

۲۰ خرداد از مشهد به سمت تهران حرکت کردیم البته از جاده شمال . سر راه از شهرهای چناران ِ قوچان ِ شیروان ِ بجنورد ِ آشخانه ِ گالیکش ِ مینودشت ِ آزادشهر ِ علی آباد ِ گرگان ِ کردکوی ِ بند گز ِ بهشهر و ساری هم عبور کردیم .فضای انتخاباتی در همه جا تقریبا یک شکل داشت .در خیابانها طرفدارها به شدت تبلیغ می کردند و تقریبا همه جا غلبه با اصول گرایان بود . اما کماکان بنده عقیده داشتم مردم فقط  آنها یی نیستند که در خیابانها هیجان آفرینی می کنند.مردم در واقع انبوه عظیمی از انسانهایی هستند که علاقه زیادی به هیجانات خیابانی نشان نمی دهند و در پای صندوق اعلام نظر می کنند.

نکته بسیار جالب این بود که رفتار طرفداران دو جناح بسیار خوب بود . به هیچ وجه نسبت به هم عصبانی و معترض نبودند. بر اساس وظیفه و سلیقه خود تلاش می کردند اما به هم احترام می گذاشتند.حق یکدیگر را محترم می شمردند و فقط گاهی به هم کنایه های انتخاباتی می انداختند.

پنج شنبه ۲۱ خرداد به تهران رسیدیم فردا باید تصمیم خود را با دادن رای اعلام می کردیم. در حالی که به شدت خسته بودم سری به محل کار زدم و بعد رفتم به منزل برای استراحت.

جمعه ۲۲ خرداد چند با به مسجد محل سر زدم خیلی شلوغ بود . من هم که اصلا حوصله صف ایستادن نداشتم. بلاخره یکی خبر داد که مدرسه محل هم صندوق رای داره و خلوت است .همرا ه با خانم به سرعت رفتیم مدرسه و ظرف یک ربع رای مان را دادیم .انگار که فتح الفتوح کرده ایم.

 وقتی شنیدم جمعه عصر و شب موسوی با تلویزیون های خارجی مصاحبه کرده و خود را پیروز انتخابات معرفی کرده متعجب شدم و برایم سوال پیش آمد که مگر موسوی از نتایج نظر سنجی ها خبر نداشته ؟ویا به آنها اعتماد ندارد؟آخه اگر اعتماد هم نداشته باشد که حقیقت عوض نمی شود .آخر مگر نظر سنجی معتبر دیگری به نفع ایشان نتیجه اعلام کرده که ایشان بر اساس آن اعلام پیروزی کرده ؟چرا من از آن بی خبرم؟

بررسي نتايج 38 نظر سنجي صدا و سيما و آنچه در انتخابات رخ داد

نتايج نظرسنجي سراسري 6 ارديبهشت

نتایج نظر سنجی مرکز پژوهش های مجلس از شهروندان تهرانی درباره انتخابات

آراي احمدي‌نژاد از مرز 63 درصد گذشت

موسسه نظرسنجی آمریكایی «تشكیك در انتخابات ایران» را بازی رقیب خواند

 

شاید ادامه داشته باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 5:54  توسط حمید  | 

نداشتن وقت بهانه است.

مدتي است كه ميل به نوشتن را از دست داده ام .

دلم الكي نگرفته

يك دنيا حرف نگفته دارم

سياسي ، اجتماعي  ؛ اقتصادي

خصوصي ؛ عمومي

اما ...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 5:1  توسط حمید  | 

  • مرتضي قبل از انقلاب كار هنري روشنفكري[مجموعه دست نوشته ها اعم از داستان ها، مقالات، اشعارو...] كرده بود و مي‌گفت بعد از انقلاب همه آنها را سوزانده‌ام و به مقوله هنر و روشن فكري از زاويه دين نگاه كردم.
  • او از همان روز اول حواسش به يك چيز، خوب هست يعني مواظب است سبك و سياق نگاه و تئوري غربي كه مي‌شناسد، وارد فيلم‌سازي‌اش نشود.
  • قبل از اين كه نگاه آقاي آويني به سمت جنگ بچرخد توجه وي بيشتر به سمت آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و نگاه به فرودستان و محرومين جامعه بود،
  • موضوع فيلم‌هاي آويني در جبهه‌ها در حقيقت خود رزمنده‌ها هستند
  • مرتضي می گفت من با تجهيزات و ماشين جنگ كار ندارم بلكه مي‌خواهم راجع به انسان‌ها كار كنم. او مي گفت با شكست و پيروزي كاري ندارم،
  • او داراي ايده‌اي بود و مي‌گفت در كار فيلم‌سازي اول بايد خودسازي داشته باشي؛ يعني دنبال هواي نفس نباشي.
  • ايشان لااقل دوشنبه و پنجشنبه‌ها را روزه مستحبي مي‌گرفت، اصلاً مي‌توانم بگويم اكثر روزها روزه بود. غذا كم مي‌خورد. مي‌توانست لباس بهتري بپوشد ولي ترجيح مي‌داد لباس‌هاي ساده بپوشد و زندگي ساده داشته باشد.
  • اگر از من‌ بپرسند كه‌ چه‌ چيز مايه‌ي‌ بزرگي‌ آويني‌ بود مي‌گويم‌ ايمان‌ پاك‌ و دل‌ صاف‌ و بي‌كدورت، و بصيرتي‌ كه‌ با آن‌ مي‌توانست‌ باطن‌ عالم‌ كنوني‌ را بشناسد و به‌ نسبتي‌ كه‌ بشر با آن‌ دارد تذكر يابد، و البته‌ اين‌ تذكر شجاعت‌ و استعداد شهادت‌ را در او بيشتر كرده‌ بود.

                    خلاص‌ حافظ‌ از آن‌ زلف‌ تابدار مباد 

                    كه‌ بستگان‌ كمند تو رستگارانند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 17:51  توسط حمید  |